تبليغاتX
(( ... نقطه سر خط ... ))
(( ... نقطه سر خط ... ))

 

زندگي يك پل قديميه ....

 به اين فكر نكن كه اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه ...

به اين فكر كن كه اگه افتادي يكي باشه كه دستتو بگيره

 

 

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط Seyed Carlos

تولدت مبارک

تقدیم به تو

امیدوارم قبول کنی

ارسال در تاريخ سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 توسط Seyed Carlos

لذت رفتني است و خاطره ماندني .....

 

تمام ابديت عشق را با يك نگاه مي فروختم اگر :

 

لذت ماندني بود و خاطره رفتني .....

 

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد 1388 توسط Seyed Carlos

دوباره کنار آب زیر ستاره هاییم

خوشحال از این که تو بهترین 3 ماه سالیم

تنها مشکل اینه که تحت فشار خوابیم

همه چی عالیه ولی اگه بذاره پاییز

چرا میره جلو عقربه هی؟

متنفرم از ته دل

من از اول مهر

میخوام مست شم بکنم خدا رو نگاه

اینقدر بکشم تا که بدم ششا رو به گا

چون من هیدنم ایده میدم میخونم

پس شب بمون پیشم تنها نشو

چون که میدونم دوست داری این اخلاقمو

تو و من توی تخت روی هم روی بنگ

عود و شمع با نور کم

فردا رو بی خیال تا هست امروز

من و تو و دوست خوبمون گری گوس

به هر حال هر سال برگا رنگ می گیرن

یه چند ماه سبز آخر با زرد میمیرن

تابستون رفت و سرما تنمو افتاده کرد

توی خماری و صبر عین معتاد کرک

ولی زیر گریه ی پاییز خیس نمیشیم

زمستونم سوییس نریم میریم پیست دیزین

بهارم که هوا ابر فقط بوی خوب داره

که داره به ما میگه تابستون تو راهه ولی:

تابستون کوتاهه

ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 توسط Seyed Carlos

می جنگم تا بفهمی که دروغ نمی گم

می جنگم تا بدونی که برای به دست آوردنت می جنگم

می جنگم چون می دونم که ارزش جنگیدنو داری

می جنگم چون می دونم که نمی تونم فراموشت کنم

می جنگم چون می دونم نمی خوام فراموشت کنم

می جنگم چون می خوام برای بدست آوردنت بجنگم

می جنگم چون برام با همه فرق داری

می جنگم چون می دونم می دونی که دارم به خاطرت می جنگم

می جنگم تا بدونی که تا آخرش برات می جنگم

بدون که تا آخرش می جنگم  و هنوز هم ادامه می دم

اما فقط یک چیز می خوام

اونم اینکه بدونی دارم برای بدست آوردنت با خیلی ها می جنگم

بدونی برام اینقدر ارزش داری که با همه بجنگم

می جنگم می جنگم می جنگم

تا آخرش ....

 

 

ارسال در تاريخ جمعه نوزدهم تیر 1388 توسط Seyed Carlos
نخواستم با غم بسازی
نخواستم هیچی نگی
نخواستم درد دلتو 
دیگه با هیشکی نگی
آخه عشق اجباری نیست
تو زندونه من نمون
حالا که فکر رفتنی
دیگه از موندن نخون
تا دیدم می خوای بری
دلم راتو سد نکرد

برو فردا مال تو
دیگه اینجا برنگرد
بدون من ؛ بعد من
دلتو هر جا ، جا نزار
غم با من بودنو
تو ، من بعد یادت نیار
اگه شونت تکیه گامه
پس چرا من تنها شدم؟!
چرا هر لحظم همیشه
منم تنها با خودم
یه تصویر از عکس چشمات
روی دیوار دلم
چقدر قصه ام خنده داره 
چقدر بیکاره دلم
تا دیدم می خوای بری
دلم راتو سد نکرد
برو فردا مال تو
دیگه اینجا برنگرد
بدون من ؛ بعد من
دلتو هر جا جا نزار
غم با من بودنو
تو من بعد یادت نیار
اگه شونت تکیه گاهه 
چرا من تنها شدم
چرا هر لحظم همیشه
منم تنها با خودم 
ارسال در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط Seyed Carlos
Ring my bells, ring my bells

Ring my bell, ring my bells 

Ring my bell, ring my bells

Ring my bell, ring my bells

بهم یاد آوری کن !

 

Sometimes you love it

گاهی اوقات عاشقشی

 

Sometimes you don’t

گاهی اوقات نه

 

Sometimes you need it then you don’t and you let go

بعضی وقتا هم بهش نیاز داری و نمیخوای از دستش بدی

 

Sometimes we rush it

بعضی وقتا به خاطرش عجله میکنیم

 

Sometimes we fall

بعضی وقتا موفق نمیشیم !

 

It doesn’t matter baby we can take it real slow

اما اصلا مهم نیست عزیزم ، میتونیم سخت نگیریم

 

Cause the way that we touch it's something that we can’t deny

چون این نوازش ها رو هیچ کدوم نمیتونیم نادیده بگیریم !

 

And the way that you move oh you make me feel alive

و اون راه رفتنت به من احساس زنده بودن میده ( و اون شکل حرکاتت )

 

 come on

بیا ( عجله کن )

 

Ring my bell, ring my bells

Ring my bell, ring my bells

بهم یاد آوری کن !

 

You try to hide it

سعی میکنی مخفیش کنی

 

I know you do

میدونم که این کارو میکنی

 

When all you realy want is me to come and get you

وقتیکه تو واقعاً من رو بخوای من میام و به تو میرسم ( کنارت میمونم )

 

You move in closer

به من نزدیک میشی

 

I feel you breathe

من نفسهات رو احساس میکنم

 

It’s like the world just disappears when you're around me oh

وقتی کناره منی احساس میکنم دنیا محو میشه

 

Cause the way that we touch it's something that we can’t deny oh yeah

چون اون نوازش ها چیزیه که هیچ کدوممون نمیتونم نادیده بگیریم ( انکارش کنیم ) اوه آره

 

And the way that you move oh you make me feel alive

و اون راه رفتنت به من احساس زنده بودن میده ( و اون شکل حرکاتت )

 

So come on

پس بیا

 

And ring my bell, ring my bells

Ring my bell, ring my bells

Ring my bell, ring my bells

Ring my bell, ring my bells

بهم یاد آوری کن

 

I Say you want,I say you need

من میدونم که تو ( من رو ) میخوای ، من میدونم که تو ( به من ) نیاز داری

 

I can tell by your face you love the way it turns me on

من از صورتت میخونم که تو به اینکه من عاشقت هستم عشق می ورزی

 

I say you want, I say you need

من میدونم که تو ( من رو ) میخوای ، من میدونم که تو ( به من ) نیاز داری

 

I will do what it takes and I would never do you wrong

هر کاری لازم باشه انجام میدم ، و من هرگز مایل نیستم تو ( دراین مسیر ) مرتکب اشتباهی بشی

 

Cause the way that we love is something that we can’t fight oh no

چون عشق ما دیگه به شکلی در اومده که نمیشه باهاش مقابله کنیم ، اوه نه ! ( نمیشه نادیدش گرفت ! )

 

I just can’t get enough oh you make me feel alive

من از تو سیر نمیشم ، آه ، به من احساس زنده بودن میدی

 

So come on

 پس بیا

 

Ring my bell, ring my bells

Ring my bell, ring my bells

 بهم یاد آوری کن !

 

I Say you want, I say you need

من میدونم که تو ( من رو ) میخوای ، من میدونم که تو ( به من ) نیاز داری

 

I Say you want, I say you need 

من میدونم که تو ( من رو ) میخوای ، من میدونم که تو ( به من ) نیاز داری

 

Ring my bell, ring my bells

Ring my bell, ring my bells

بهم یاد آوری کن !

 

ارسال در تاريخ جمعه چهارم اردیبهشت 1388 توسط Seyed Carlos

میدونم همش بهونس

یه دروغ تازه داری

بذار دردامو بگم بت

حالا که دوسم نداری

به سرم بلا آوردی

منو از ریشه سوزوندی

تازه جون گرفته بودم

رفتی و پیشم نموندی

بذار این شبای آخر

که واست ترانه می گم

بدونی که ضربه خوردم

حالا یه آدم دیگم

تو منو نخواستی و بعد

به غریبه دل سپردی

خوب میگی دوسم نداشتی

چرا آبرومو بردی

می دونم دیگه نمی خوای عشقمو

آروم آروم دارم از یادت می رم

اما عزیزم دوست دارم اینو بدونی

بی تو و چشمای نازت می میرم

چطور دلت اومد بشکنی قلبمو بری از پیش من

مگه من نبودم که واست می مردم

وقتی نبودی غم تو رو می خوردم

***********************************

چطور دلت اومد بری و بشکنی این قلب خستم مگه بهترین
لحظه های عمرمون با هم سر نشد چرا رفتی شدی باعث دردم تو
یکم درکم کن کاش میفهمیدی یه خورده حرفمو 

 جدایی از تو مثل یه تیر اومد دقیقا نشست شکست قلبمو
 حالا روزا میگذرن من تنها اینجام الان چند ماهی میشه که من هر بار می خوام
 هرکاری کنم میاد یادت توو فکرم آب میشه میریزه دل من از غم
نمی خوام داد بزنم بگم که برگرد

میگم که هر شب اشک چشام که می باره از درد
 و من نشستم اینجا بیاد تو. . . بیاد تو. . .

************************************

من تو رو میخوام که تو هم تو یه عالم دیگه ای

آدم دیگه ای تو زندگیت هست

تو زندگیت من چه نقشی داشتم

باتو و دور و بریات چه فرقی داشتم

ارسال در تاريخ چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 توسط Seyed Carlos

نامردي كرد، سكوت كردم

نامردي كرد، صبر كردم

نامردي كرد، چيزي نگفتم

نامردي كرد، نگاه كردم

نامردي كردي، سكوت كردم

نامردي كردي، صبر كردم

نامردي كردي، چيزي نگفتم

نامردي كردي، نگاه كردم

نامردي كردند، سكوت كردم

نامردي كردند، صبر كردم

نامردي كردند، چيزي نگفتم

نامردي كردند، نگاه كردم

نامردي كرديد، سكوت كردم

نامردي كرديد، صبر كردم

نامردي كرديد، چيزي نگفتم

نامردي كرديد، نگاه كردم

خسته شدم.خسته !!!!!

مواظب باش ديگه نامردي نكني.

ممكنه اين دفعه ديگه صبر نكنم.

 

ارسال در تاريخ یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 توسط Seyed Carlos
قالب وبلاگ